• وبلاگ : مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك ...
  • يادداشت : گفتگوي يك خواهر و برادر...
  • نظرات : 1 خصوصي ، 7 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + samira 
    پس بقيش کو؟

    سلام

    چقدر تلخ و گزنده!

    سلام ...

    بايد بگم كه دقيقا حقيقت بود اين ماجرا و گفتگو....

    كه فكر كنم در خيلي از زندگي ها اتفاق ميافته ...

    واقعا فكر خيلي جالب و خوبي كرديد كه داريد حرفهاي ديگران رو هم ميزاريد تو وبلاگتون ...عاليه ...

    موفق باشيد ..

    التماس دعا ..

    يا علي

    دلم به اين همه آيينه رو نخواهد كرد.بجز نگاه تو را جستجو نخواهد كرد.پرنده اي كه گرفتار پرزدن باشد. به آب و دانه و آواز خو نخواهد كرد.بيا مسافر چشمم كه هيچ حادثه اي.نگاه پنجره را زير و رو نخواهد كرد.به غير نام تو اي التهاب روحاني.دلم براي سرودن،وضو نخواهد كرد.عزيز غايب من اي هميشه در خاطر.بجز تو را دل من آرزو نخواهد كرد........_ضمن سلام و خسته نباشيد اميدوارم حالتون خوب باشه...از شما و دوستانتون دعوت ميكنم به اپديت جديد ادمكها با حضوري سبز و نظراتي پربار تشريف بياريد و محفل مارو رونق ببخشيد....بابهترين ارزوها براي شما....ياحق

    سلام

    چقدر تلخ مينويسيد.

    اسم وبلاگ رو عوض كنيد و بذاريد زهر مار!!!!

    يا علي

    خواهي نشوي رسوا...!!

    سلام دوست عزيز

    از اينكه ما رو قابل دونستيد و به ما سر

    زديد متشكرم

    مطلب زيبا و خوبي بود همانند وبلاگتون

    يا علي