سلام...
اونقدر خسته و گرفتاري كه... حتي وقت هواخوري توي كوچه رو هم نداري؟!
چقدر هي سخته و دردناكه و غم انگيزه و دردآوره مي كني؟!
چقدر خودت رو عذاب ميدي؟!
آره مي دونم... همه ي اينا رو كشيدم و چشيدم و... ساختم و...
همه ي اينا عذاب عشقه!
اصلا ما آدما ساخته شديدم كه خودمون رو عذاب بديم!
هي خودمون رو مي ندازيم توي درياي خاطرات تلخ و شيرين و هي غوطه ور مي شيم و نفس كم مياريم و... اونقدر كه نزديك غرق شدن ميشيم!... و بالاخره يه روزي ميرسه كه غرق افكار و خاطرات و گذشته ميشيم!... چرا؟!
...